دختری که ماه را نوشید!
خانه
تماس با من
دختری که ماه را نوشید!
زخمهایمان را بستیم و دوباره راه افتادیم. نپرسیدیم کجا میرویم! یا چرا باید برویم! یا اگر زخمها خوب نشدند چطور طاقت بیاوریم! فقط دوباره راه افتادیم...
طبقه بندی موضوعی
#کاملاً_اتفاقی از وبلاگها
(۴)
#اراجیف_میبافم
(۱۹)
#صندوقچه فیلم و سریال
(۵)
#از سِری مکالمات
(۲)
#از جهانهایِ مُوازی
(۲)
# جانا سخن از زبان ما میگویی!
(۱)
# سفری در کتابها
(۲)
#کاملاً_اتفاقی از وبلاگها
[ هروقت که باران ببارد - Utopia ]